سیاست

واحد ۱۲۱: جوخه مرگ نصرالله مجری دستور کار ایران در لبنان

نوشته نهاد طوبالیان

image

فعالان لبنانی در تظاهراتی در مرکز شهر بیروت در روز ۲۱ بهمن، پلاکاردهایی به دست دارند که روی آن تصویر لقمان سلیم، فعال و روشنفکر به قتل رسیده، و نیز شعار عربی «بدون ترس» نقش بسته است. [انور عمرو/خبرگزاری فرانسه]

بیروت -- حسن نصرالله، رهبر حزب الله، بابت در اختیار داشتن یک جوخه مرگ که مخالفان برجسته را ترور می کند، مردم لبنان را به وحشت می اندازد، و آنها را در خدمت دستور کار ایران گروگان گرفته، شناخته می شود.

به گفته ناظران، نفوذ بیش از حد ایران لبنان را در داخل مرزهای آن کشور به ورطه بحران کشانده و امنیت آن را نیز تهدید می کند، چرا که حزب الله از خاک لبنان به عنوان سکویی برای اجرای حملات خود به کشور همسایه، یعنی اسرائیل، استفاده می کند.

شماری از مخالفان این حزب مورد حمایت ایران در گفت و گو با المشارق حزب الله را از بابت فروپاشی لبنان مقصر دانسته اند. یکی از این افراد از ترس اقدامات تلافی جویانه درخواست کرد که ناشناس بماند.

ترور لقمان سلیم، کنشگر سیاسی و از مخالفان حزب الله، در بهمن ماه گذشته، تنها یکی دیگر از نمونه های متعدد قتل های بی رحمانه این حزب است. این قتل ها معمولا به وسیله به اصطلاح «واحد ۱۲۱» اجرا می شود.

image

فرزندان اعضای حزب الله لبنان در ۱۲ مهر ماه ۱۳۹۶ در شهر نبطیه، در جنوب لبنان تصاویری از حسن نصرالله، رهبر حزب الله، و علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در دست دارند. [محمود زیات/ خبرگزاری فرانسه]

بنا بر گزارشی که روز ۳ شهریور در واشنگتن پست منتشر شد، منابع امنیتی فاش کردند سلیم عیاش، از عوامل حزب الله که به دلیل مشارکت در ترور رفیق الحریری، نخست وزیر پیشین لبنان، مجرم شناخته شده، از اعضای واحد ۱۲۱ بوده است.

این منابع گفتند که این واحد که دست کم چهار فقره ترور دیگر را انجام داده، تحت فرمان مستقیم نصرالله عمل می کند.

«دستورهای ایران»

یکی از مخالفان شیعه این حزب مورد حمایت ایران گفت که رهبر حزب الله «دستورهای خود را از ایران دریافت می کند و بر روند تصمیم های داخلی و بین المللی لبنان مسلط است.»

این منبع گفت که نصرالله «یک مزدبگیر کوچک بود که توسط ایران ایجاد شد. ایران سپس او را به رهبری رساند و به او [اختیارات] و قدرت عظیمی داد تا به ولی فقیه (علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران) خدمت کند.»

نصرالله لبنان را طبق میل و خواسته [خامنه ای] کنترل می کند، و این کار را به طرق مختلف از جمله از طریق ترورهای زنجیره ا سیاستمداران و روزنامه نگاران انجام می دهد؛ چرا که تصمیم های این حزب استقلال ندارد، بلکه از مرکز می آید و از دستور کار خاصی را دنبال می‌کند.»

به گفته این منبع، فارغ از آن که چه کسی سلیم را ترور کرده باشد، کارزار گسترده فتنه افزوری سیاسی حزب الله علیه سلیم، مسئول ترور او بود. او این قتل را مایه ننگ این حزب خواند.

این منبع گفت که ترور سلیم ماهیت واقعی حزب الله را به جامعه شیعیان لبنان نشان داد.

این منبع گفت: «ترور لقمان، سلسله ترورهایی که در لبنان روی داد و نقش و مسئولیت حزب الله در آن ترورها از طریق واحد ۱۲۱ را در کانون توجه قرار داد.»

او گفت که مردم لبنان در وحشت از سرگیری این کشتارها به سر می برند.

واحد ۱۲۱ حزب الله

حسین عطایا، هماهنگ کننده «جنوبی ها برای آزادی»، به المشارق گفت که واحد ۱۲۱ حزب الله «در وهله نخست برای جمع آوری اطلاعات بین المللی تحت فرماندهی عماد مغنیه»، رئیس عملیات بین المللی این حزب، تشکیل شد.

مغنیه مستقیماً با قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در ارتباط بود. عماد مغنیه در سال ۱۳۸۷ ترور شد و مصطفی بدرالدین جای او را گرفت.

عطایا گفت که پس از مرگ بدرالدین، این واحد تحت فرماندهی و هدایت مستقیم نصرالله قرار گرفت. طلال حمیه بعدها سمت رهبری آن را بر عهده گرفت.

«این واحد سیاستمداران و چهره‌های رسانه‌ای را ترور کرده است، بنابراین احتمال اینکه لقمان سلیم، فعال سیاسی، را نیز ترور کرده باشد، چندان دور از ذهن نیست.»

عطایا خاطرنشان کرد که حزب الله «نیرومندترین شاخه وابسته ایران در شرق مدیترانه است و ایران به دلیل نزدیکی این نیرو به مرزهای اسرائیل، به شدت به آن اتکا دارد.»

او گفت: «حزب الله هر کاری را که ایران بخواهد انجام می دهد و خدمات بزرگی را به آن ارائه می کند. از آن جمله می توان به اجرای حملات علیه اسرائیل هر زمانی که نیاز پیچیده تر کردن اوضاع با غرب، و به ویژه با ایالات متحده داشته باشد، اشاره کرد.»

او گفت که جنگ میان حزب الله و اسرائیل در سال ۱۳۸۵ تصمیمی بود که توسط ایران گرفته شد، به وسیله مغنیه اجرا شد، و به نفع حزب الله و ایران، و نه به نفع لبنان، به راه افتاد.

«پیامدهای منفی»

ویولت غزل البلعه، اقتصاددان، گفت که گسترش نفوذ ایران از طریق حزب الله پیامدهای منفی را برای لبنان به همراه داشته است؛ پیامدهایی که گستره آن از وضع تحریم های بین المللی بر افراد و نهادهای لبنان تا فروپاشی کامل اجتماعی آن کشور، بوده است.

او گفت که این امر شاهد افزایش انزوای اقتصادی و مالی لبنان در منطقه و فراتر از آن بوده و به دلیل موضع سیاسی خصمانه این حزب در برابر کشورهای عرب منطقه خلیج فارس جریان سرمایه گذاری و گردشگری قطع شده است.

او افزود که روابط بانکی لبنان با جامعه بین المللی در نتیجه این بحران، و تهدید حزب الله نسبت به حرکت رو به شرق به جای حرکت آن به سوی غرب، قطع شده و اعتماد نسبت به آینده آن را متزلزل کرده است.

آمارهای بانک مرکزی نشان می دهد که این کشور توانایی خود برای جذب دلار را از دست داده است. بنا بر این آمارها، کسری تراز پرداخت ها در سال ۱۳۹۹ به حدود ۱۰.۵ میلیارد دلار رسید که تقریباً دو برابر سال قبل از آن است.

البلعه افزود که همزمان، حواله های ارسالی لبنانی های خارج از کشور در سال ۱۳۹۹ به حدود ۶.۳ میلیارد دلار کاهش یافت، در حالی که این رقم قبل از آغاز بحران حدود ۸ میلیارد دلار بود.

وی افزود که بنا بر اعلام سازمان ملل متحد، نرخ فقر مردم لبنان به حدود ۷۴ درصد رسیده است و این امر در نتیجه کاهش ۹۰ درصدی نرخ تبادل پوند و وخامت شدید مالی است که تمام ارزش دستمزدها را بلعیده است.

البلعه گفت که فروپاشی نظام بانکی و مالی «تا حدی در نتیجه سیاست تحریم های اعمال شده توسط کانال های مالی حزب الله» است که آغازگر آن تحریم بانک امانی جمال توسط وزارت خزانه داری ایالات متحده بود.

به گفته او، روند وخیم شدن این وضعیت در نتیجه تصمیمی که دولت حسن ذیاب -- همپیمان حزب الله اسفند ۱۳۹۸ -- مبنی بر عقب افتادن بدهی های ارزی خارجی لبنان تسریع شد.

البلعه گفت: «این تصمیم با ارسال علائمی برای بازارهای مالی، ورشکستگی لبنان را تأیید کرد. لبنان هرگز در تاریک ترین بحران های سیاسی، امنیتی، و اقتصادی خود شاهد چنین چیزی نبوده است.»

آیا نفوذ ایران به نفع خاورمیانه است؟

0 نظر

شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در المشارق * به معنی فیلد ضروری است 1500 / 1500