امنیت

ناتوانی ارتش ضعیف شده سوریه در فعالیت کردن به طور مستقل از روسیه و ایران

نوشته ولید ابوالخیر

image

سوری ها در روز ۲۰ مهر به سوی یک کاروان نظامی روسیه در نزدیکی روستای عین دیوار در استان الحسکه سوریه سنگ پرتاب می کنند تا بلکه بتوانند از رسیدن این کاروان به مقصدش جلوگیری کنند. [دلیل سلیمان/ خبرگزاری فرانسه]

تحلیلگران می گویند دستگاه نظامی رژیم سوریه که بر اثر یک دهه جنگ ضعیف شده است، اکنون با گذشته خود تفاوت بسیار زیادی دارد. آنها می گویند که این ارتش تنها با فعالیت کردن تحت کنترل نیروهای خارجی مانند ایران و - به ویژه - روسیه سرپا نگه داشته شده است.

این نیروها دیگر به عنوان یک ارتش منسجم عمل نمی کنند؛ بلکه ملغمه ای از نیروهای منظم و شبه نظامیان متحد را تشکیل داده اند و قدرت های خارجی برای تسلط یافتن بر هر یک از آنها و استفاده کردن از آنها برای اجرای دستور کار خود، با یکدیگر رقابت می کنند.

در این کشور چند تکه شده نیروهای هوادار رژیم در بیابان شرقی (بادیه) با حملات متعدد «دولت اسلامی» (داعش)‌ رو به رو هستند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، برای نمونه در روز ۲۰ بهمن عوامل داعش در یک عملیات کمین در استان دیر الزور یک کاروان رژیم را هدف قرار دادند و دستکم ۲۶ تن از سربازان رژیم و شبه نظامیان متحد را کشتند.

image

یک هلیکوپتر ارتش روسیه که بخشی از یک نیروی گشتزنی است، روز ۲۰ مهر بر فراز یک میدان نفتی در القحطانیه، واقع در استان الحسکه، پرواز می کند. [دلیل سلیمان/ خبرگزاری فرانسه]

image

عناصر لشکر فاطمیون مورد حمایت ایران که یک گروه شبه نظامی است و در سوریه می جنگد، روز ۱۴ دی در نخستین سالگرد مرگ قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران شرکت کرده اند. [فاطمیون/ تلگرام]

یک رشته کمین های انجام شده علیه اتوبوس ها در اواخر آذر ماه و دی ماه به کشته شدن ده ها تن از سربازان رژیم توسط داعش در شرق سوریه منجر شد.

حملات داعش از اسفند ماه ۱۳۹۷ تاکنون موجب کشته شدن بیش از ۱۲۰۰ تن از جنگجویان رژیم و نیروهای شبه نظامی متحد شده است.

به گفته تحلیلگران، این حملات بر یکی از این دو مورد دلالت دارد: یا حمایت روسیه از نیروهای رژیم سوریه به شدت اندک است، و یا حمایت کردن از رژیم سوریه برای روسیه یک اولویت محسوب نمی شود، چرا که روسیه در پی اهداف گسترده تر منطقه ای است.

این اهداف شامل تسلط یافتن بر منابع طبیعی سوریه و بندرهای آن کشور است.

تضعیف نیروهای رژیم

اگرچه حوادث اخیر این وضعیت را آشکار کرده، اما ضعیف شدن ارتش سوریه از آغاز جنگ تاکنون جریان داشته است.

در نخستین سال های این جنگ، نیروهای رژیم از سوءمدیریت، فرار نیروها، و تحمل خسارات و تلفات سنگین وارد شده به تجهیزات و نفرات در جنگ رنج برده اند، تا حدی که ارتش در سال ۱۳۹۲ در آستانه فروپاشی بود.

رژیم روسیه در سال ۱۳۹۴ وارد عمل شد و روند بازسازی ارتش سوریه را آغاز کرد.

اما این تلاش ها اگرچه برخی از مشکلات بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، را حل کرد، اما به همان اندازه مشکلات دیگری را برای او به وجود آورد. این در نتیجه تضعیف ساختار فرماندهی و تسلط رژیم سوریه به دلیل قرار دادن مقامات روسی در رأس این هرم بود.

خود رژیم راه را برای مطیع شدنش هموار کرد.

اسد با صدور فرمان قانونگذاری شماره ۵۵ در سال ۱۳۹۲ اجازه صدور پروانه فعالیت شرکت های امنیتی خصوصی را داد. این فرمان ساز و کاری را فراهم کرد که از طریق آن قدرت های خارجی می توانستند به صورت قانونی حضور مسلحانه ای را در سوریه به وجود آورند.

مؤسسه خاورمیانه تیر ماه ۱۳۹۸ در گزارشی خاطرنشان کرد که «تسلط داشتن یگان های شبه نظامی و اتکاء رژیم به آنها»، توانایی فرماندهی عالی ارتش عربی سوریه برای هماهنگ کردن اقدامات آفندی و پدافندی را تضعیف کرده است.

در این گزارش آمده است که گسترش این شبه نظامیان همچنین «چالشی جدی» را بر سر راه «توانایی رژیم برای حفظ نظم در مناطع تحت تسلط خود ایجاد کرده است.»

اعمال نفوذ بیش از حد شبه نظامیان

صالح العفیسی، از افسران سابق ارتش سوریه که از ارتش رژیم جدا شده و به نیروهای مخالف موسوم به ارتش سوریه آزاد در حلب پیوسته است، می گوید که شبه نظامیان وابسته به روسیه و ایران بیشتر مناطقی را که در اختیار رژیم قرار دارند، تحت سلطه خود گرفتند.

او گفت: «حتی وفاداری شبه نظامیان هوادار به رژیم که در آغاز [جنگ سوریه] به وجود آمده اند، اکنون میان ایران و روسیه قسمت شده است.» او یادآور شد که سربازان رژیم هیچ گونه اختیاری در میدان ندارند.

وی گفت: «آنها باید با شبه نظامیان هماهنگ شوند و مناطقی وجود دارند که برای آنها کاملاً ممنوعه محسوب می شوند.»

او اظهار داشت که ارتش سوریه تحت تأثیر جدا شدن نیروها و خودداری از حضور در خدمت نظامی اجباری قرار گرفته است. وی یادآور شد که علاوه بر این مشکلات، شمار زیادی از جوانان به جای پیوستن به ارتش ملی ترجیح می دهند به شبه نظامیان ملحق شوند.

جذب جنگجویان سابق اپوزیسیون برای انجام خدمت اجباری بی ثباتی در ارتش را افزایش داده است. همزمان رژیم نتوانسته است پیوستن به نیروهای منظم سوریه را به عنوان گزینه جذابی برای شبه نظامیانی که می خواهند آنها را به آغوش کشور بازگرداند، تبدیل کند.

محمد البیک، کنشگر اهل دمشق، گفت که توانایی های ارتش سوریه طی چند سال گذشته به شدت کاهش یافته است. وی اشاره کرد که شمار سربازان، افسران، و نیروهای استخدام شده که در سال ۱۳۹۰ برابر با ۶۰۰ هزار نفر بود، اکنون به ۱۴۰ هزار نفر رسیده است.

او گفت: «اگر ما تعداد سربازانی را که باید در امتداد مرزها و جبهه های داخلی مستقر شوند مد نظر قرار دهیم، خواهیم دید که این تعداد کاملاً ناکافی است.» او افزود:‌ «به این موضوع باید کاهش توانایی ها و فقدان یک طرح راهبردی کلی را نیز اضافه کرد.»

او گفت که روحیه نیروها رو به کاهش است، چرا که رژیم فقط می تواند به سربازان دستمزدهای ماهیانه ناچیزی بدهد؛ دستمزدهایی که «حتی به سختی می توان با آن چند روز زندگی کرد.»

شبه نظامیان دو برابر دستمزد نیروهای منظم را دریافت می کنند. همچنین بسیاری از آنها توانسته اند با در دست گرفتن پست های ایست و بازرسی درآمدشان را افزایش دهند.

او گفت، در حالی که سربازان رژیم به سختی معیشت شان را تأمین می کنند، «کاملاً آگاهند که گروه های شبه نظامی وابسته به ایران و روسیه در مقایسه با آنها دستمزدهای بسیار مناسبی را به افرادشان می پردازند.»

وی افزود، آنها می دانند که این امتیاز «به شبه نظامیانی که در کنار آنها می جنگند، داده می شود. اما به آنها یا افسرانشان تعلق نمی گیرد. این موضوع آنها را در وضعیتی ناپایدار قرار داده است.»

روسیه و ایران در پی کسب منفعت

شورای آتلانتیک ماه گذشته با انتشار گزارشی تحت عنوان «دیگر قابل اعتماد نیست؟ وضعیت کنونی نیروهای مسلح سوریه» به بهای سنگینی که رژیم سوریه برای کمک خارجی پرداخته است، اشاره کرد.

در این گزارش آمده است: «در حالی که مسکو و تهران میزان کارآیی ارتش سوریه در میدان نبرد را بهبود بخشیده و روند از دست دادن قلمرو آن را معکوس کرده اند، این پیروزی به دلیل کاهش سلطه انحصاری رژیم اسد بر ارتش، هزینه گزافی داشته است.»‌

این گزارش می افزاید: «هر دو قدرت خارجی به شکل فزاینده ای حتی در انتصاب افسران ارشد، فرماندهان یگان ها، و رهبری ستادهای فرماندهی اطلاعاتی دخیل هستند.»

«آنها همچنین تلاش می کنند - حتی گاه به صورت رقابتی - تا بسیاری از شبه نظامیان را در ساختار فرماندهی ارتش سوریه سازماندهی و ادغام کنند.»

این گزارش می افزاید: «تصمیم گیری در مورد راهبردهای علمیاتی تقریباً به طور کامل در اختیار روسیه و، به میزان کمتری، ایران است. یگان های ارتش سوریه که با هر یک از این دو قدرت خارجی ارتباط دارند، به میزان فزاینده ای در نبردهای برنامه ریزی شده و اجرا شده توسط نیروها یا رایزنان هم پیمان خارجی شان شرکت می کنند.»

در این گزارش آمده است که به این ترتیب، «می توان چنین تصور کرد که مسکو بر تخصیص منابع در ارتش نیز اثرگذار است.»

مرکز خاورمیانه کارنگی در اسفند ۱۳۹۸ در گزارشی تحت عنوان «کارآیی نیروهای مسلح سوریه: تحلیلی بر کمک روسیه» یادآور شده است: «روسیه کار کردن با ارتش منظم را انتخاب کرد و نیروهای غیرمنظم را رها کرد تا تحت نفوذ ایران باشند.»‌

در این گزارش آمده است: «طرح های روسیه برای متحد کردن نیروها تحت یک فرماندهی واحد در تضاد مستقیم با منافع ایران است؛ ایرانی که سوریه برای شبکه گسترده ای از تشکیلات وفادار و در عین حال غیرمنظم به آن تکیه دارد.»

این واحدها توسط ایران تأمین مالی می شوند و به همین دلیل وفاداری آنها به تهران بیش از وفاداری آنها به دمشق است. حرف آخر در مورد ترکیب ارتش منظم را همچنان روسیه می زند و بعید است که روسیه آمادگی آن را داشته باشد که در این زمینه عنان کار را به ایران بسپارد.

آیا این مقاله را می پسندید؟

0 نظر

شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در المشارق * به معنی فیلد ضروری است 1500 / 1500