http://almashareq.com/fa/articles/cnmi_am/features/2017/11/23/feature-01

بردباری |

یک پناهنده سوری در لبنان جایزه «همبستگی معنوی» را برنده شد

نوشتۀ نهاد طوبالیان در بیروت

Di icons tw 35 Di icons fb 35

عبدالرحیم حسیان (راست) در حال دریافت جایزه همبستگی معنوی 2017 از رئیس بنیاد ادیان، پدر فادی ضو در روز 29 اکتبر در عجلتون. [عکس با کسب اجازه از عبدالرحیم حسیان]

پناهنده سوری شیخ عبدالرحیم حسیان، کنشگر گفتمان بین ادیان، به تازگی جایزه همبستگی معنوی 2017 را از بنیاد ادیان در لبنان به خاطر کار و تلاش برای ترویج گفتمان و همزیستی مسالمت آمیز، دریافت کرد.

این جایزه، که طی مراسمی در روز 29 اکتبر در مدرسه آنتوان در عجلتون، شمال بیروت به حسیان اهداء شد، برای قدردانی از کار او به عنوان یک صلح طلب است.

حسیان، از طریق مرکزی که در عکار تأسیس کرده، به پناهندگان جوان سوری و جوامع میزبان لبنانی آنها، ارزشهای جامعه چندگانه و گفتمان و ارتباط بین ادیان را آموزش داده است.

المشارق درباره کار حسیان به عنوان یک کنش گر گفتمان بین ادیان با وی گفت و گو کرد.

المشارق: دلایلی که بنیاد ادیان را مجاب کرد تا این جایزه را به شما اهداء کند، چه بود؟

عبدالرحیم حسیان: پیش از آغاز جنگ در سوریه، من در مسجدی در حمص وعظ و سخنرانی می کردم و در زمینه گفتمان بین ادیان و کارهای اجتماعی، فعالیت داشتم. پس از ورود به لبنان، آنچه را که در سوریه آغاز کرده بودم، ادامه دادم.

در سال 2013، برای خدمت به پناهندگان سوری و جوامع میزبان لبنانی، من مرکز الاحسان در شمال لبنان را تأسیس کردم، که اکنون نام آن مرکز آموزشی عکار است.

من دو سال پیش با ادیان آشنا شدم، هنگامی که تیم مرکز آموزشی و خود من در کارگاههای آموزشی ارائه شده از سوی بنیاد شرکت کردیم، مهمترین این کارگاهها «آموزش برای صلح و انعطاف پذیری» و «مدیریت چندگانگی و آموزش بین دینی» بود.

تجربیاتی را که از این کارگاهها کسب کردم در اختیار داوطلبان و کارکنان مرکز گذاشتم، [کارگاهها] برای مشکلاتی که در رویارویی با دانش آموزان سوری داریم، راه حل هایی را برای ما عرضه کردند.

ما با مشکلات مربوط به خشونت روبرو بودیم و دانش آموزان تحت تأثیر برنامه های دینی که ماهیت آنها فتنه جویانه و افراط گرایانه بود، قرار داشتند.

به دلیل شرکت ما در کارگاههای ادیان، ما توانستیم با ایده های افراط گرایانه مبارزه و آنها را از اذهان [ دانش آموزان] پاک کنیم، و آنها را با ایده های «دیگر» آشنا کرده و داشتن ذهنی باز نسبت به سایر ادیان و فرهنگها را [ به آنها بیاموزیم].

المشارق: این کارگاهها شامل چه چیزهایی بودند؟

حسیان: کارگاه آموزشی صلح و انعطاف پذیری بر نه موضوع متمرکز بود: امنیت و منابع آن؛ هویت، پذیرش خود و پذیرش دیگران؛ درک احساسات؛ حس همدلی؛ خشونت و برخورد با اختلافات؛ ارزشهای مشترک؛ شهروندی فراگیر برای گوناگونی فرهنگی و دینی؛ و حقوق کودکان.

ما محتوای این برنامه را برای 250 تن از کودکانی که در مرکز ما بودند و مدرسه دولتی در قبه شمرا[ در عکار] اجرا کردیم، و نتیجه آن بود که خشونت به میزان 80 درصد کاهش یافت و آنها اختلافات خود را با گفتمان حل کردند.

دانش آموزان اکنون از طریق ایجاد ارتباط، گفتمان و درک و پذیرش دیگران [در برابر رفتار خشونت آمیز] ایمن شده اند، که منجر به بهبود رفتار، نظم و انضباط و تعامل آنها با دستگاه اداری، آموزگاران و دانش آموزان لبنانی شده است.

آنها تشخیص دادند که گوناگونی، که ما آن را به عنوان یک شعار در مرکز و مدرسه دستور کار خود قرار دادیم، موجب ایجاد وحدت و قدرت می شود.

ما همچنین این برنامه را در تعدادی از اردوگاههای پناهندگان در شمال با همکاری با سازمان های جامعه مدنی و به منظور ترویج گفتمان اجرا می کنیم.

المشارق: شما چگونه تلاش کردید تا مفاهیم گفتمان بین ادیان را بین دانش آموزان ترویج کنید؟

حسیان: ما بر آداب و رسوم و سنت های هر فرقه تمرکز کردیم و به آنها آموختیم که تمامی ادیان دارای یک هدف هستند که همان خدمت به بشر و جلوگیری از خصومت و دشمنی بین آنها است.

ما همچنین این پیام را که تمام انسان ها در حقوق، وظایف و آزادی ها برابر هستند و اینکه درست نیست که یک روحانی متعلق به مذهب خاص، دیگر مذاهب را به کفر(بی ایمانی) متهم کند، یا ریختن خون پیروان آن مذهب را مجاز بداند، منتقل کردیم.

ما به آنها اطمینان دادیم که مذاهب خواهان قتل و کشتار نیستند، بلکه برای خدمت به بشر و برآوردن نیازهای اساسی آن، و فراخوان انسان ها به پذیرش یکدیگر، آمده اند.

ما به دانش آموزان آموختیم که هر یک از آنها، باورهای خود را دارد، و اینکه این باورها باید مورد احترام باشد، نه اینکه دلیلی باشد برای ایجاد اختلاف.

ما این کار را انجام می دهیم، برای دانش آموزانی که پیامدهای جنگ را تجربه کرده اند، تا بتوانند افکار فرهنگی، کثرت گرایی و گوناگونی را توسعه و گسترش بدهند و بتوانند با اطمینان به آینده نگاه کنند.

المشارق: به نظر شما، چه عواملی کمک کرد تا این نوآوری در بین دانش آموزان موفق بشود؟

حسیان: این موفقیت مرهون اعضای تیم مرکز آموزشی است که بر اهمیت کثرت گرایی دینی و فرهنگی برای جامعه عربی ما، باور دارند. خود این تیم هم این گوناگونی را در بر می گیرد.

ما همگی با طرز تفکر مبتنی بر اعتدال و میانه روی که دیگران را پذیرفته و به آنها احترام می گذارد، کار می کنیم.

ما کار خود را با آنچه که از برنامه ادیان آموختیم، متوقف نکردیم، بلکه همراه با سازمان غیر دولتی لبنانی «آرکانسیل» که به تبادل دانش آموزان سوری با دانش آموزان مسیحی لبنانی مشغول بود، یک نوآوری را راه انداختیم که طی آن دانش آموزان با یکدیگر آشنا شده و با یکدیگر هدیه و نامه رد و بدل کردند.

این دیدارها بین والدین دانش آموزان سوری و لبنانی، دوستی و ارتباط ایجاد کرد.

این نوآوری موجب شکسته شدن پیش داوری هایی شد که بین لبنانی ها و سوری ها، مسلمانان و مسیحیان، وجود داشت و سطحی از یکپارچگی اجتماعی بین پناهندگان و جوامع میزبان را ایجاد کرد.

المشارق: برای رسیدن به چه چیزی تلاش می کنید؟

حسیان: من امیدوارم فرهنگ صلح، گفتمان، ارتباط بدون خشونت و حل مسالمت آمیز اختلافات را گسترش بدهم، وحمام خون پایان یابد و به کشورمان برگردیم.

ما باید اندیشه مبتنی بر میانه روی، گفتمان و ارتباط بدون خشونت را نه تنها در مدارس لبنان و مدارسی که به دانش آموزان سوری آموزش می دهند را ترویج کنیم، بلکه در مساجد، کلیساها، پرستش گاهها، و نهادها و جوامع محلی نیز آنها را گسترش بدهیم.

ما باید این فرهنگ که جنگ، صلح را به همراه نمی آورد را گسترش بدهیم، و اینکه آنچه که صلح را ایجاد می کند، گفتمان و پذیرش دیگران است.

من امیدوارم که روحانیون، آموزگاران و کنش گران بتوانند از جایگاه [ و منبرهایی] که دارند به صلح طلبان تبدیل شوند، وبه کودکان، جوانان و مردم به طور کلی بیاموزند که جنگ ها تنها منجر به قتل و کشتار و ویرانی می شوند، در حالی که همه کسانی که به فرهنگ گفتمان و حل مسالمت آمیز اختلافات باور دارند، پیروز می شوند.

من امیدوارم بتوانم این فرهنگ و ارزش ها را برای پایان دادن به اختلافات، افراط گرایی و تروریسم، ترویج کنم. ما باید پیام عشق و محبت، صلح و همزیستی با دیگران را به همگان برسانیم.

المشارق: آیا فکر می کنید رسیدن به چنین چیزی آسان است؟

حسیان: راه ارائه خدمات اجتماعی پراست از چالش و خار.

اما در این راه به عزم و اراده و هدف نیاز داریم، چرا که داشتن آنها، چیرگی بر تمام چالش ها را آسان تر می کند.

من این را از تجربه شخصی خود می گویم، چرا که من به خاطر کاری که می کردم و طرفداری از آن، متهم به تکفیر( متهم به بی ایمانی) شدم.

این انگیزه ای شد برای من تا به مأموریت خود ادامه بدهم، مأموریتی که پیام آن نیک خواهی و عشق در برابر بدی است و تا زمان کسب اهداف آن به کار خود ادامه خواهم داد.

آیا این مقاله را می پسندید؟
45
2
Al icons no

0 نظر

شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در ديارنا Captcha