http://almashareq.com/fa/articles/cnmi_am/features/2016/07/15/feature-01?change_locale=true

تروریسم |

2016-07-15

یک زندانی پیشین داعش خاطرات شکنجه در اسارت را مرور می کند


جهاد محمود 32 ساله اهل کوبانی روایت اسارت و شکنجه به دست عناصر «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) را مرور می کند. [عکس با کسب اجازه از جهاد محمود]
جهاد محمود 32 ساله اهل کوبانی روایت اسارت و شکنجه به دست عناصر «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) را مرور می کند. [عکس با کسب اجازه از جهاد محمود]

جهاد محمود، کوبانی، توسط «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) به مدت 257 روز در بازداشت بود و در پی تبادل زندانی با «نیروهای محافظت از مردم کرد» آزاد شد.

محمود 32 ساله گفت که در طی دوران بازداشت به طور مدام در وحشت و نگرانی مرگ روزگار می گذراند. وی افزود خبر تبادل زندانی به او امید داد که می تواند زنده بماند و بار دیگر همسر و دختر نوزادش را ببیند.

محمود بعد از آزادی به شهر ملاتایا در ترکیه کوچ کرد.

وی به الشرفه گفت که شرایط بی رحمانه و دهشتناک دوران بازداشت را تشریح کرد.

الشرفه: توضیح بدهید چطور بازداشت شدید؟

محمود: روز19 فوریه سال 2014 زمانی که داشتم می رفتم سر کارم در منطقه کردنشین عراق، گل بزرگی از مسافرها را در ایست بازرسی تحت کنترل داعش در صوامع عالیه در نزدیکی شهر راس العین در استان الحسکه متوقف کردند.

من بعداً فهمیدم که آن روز در آن ایست بازرسی 155 نفر را بازداشت کردند، که سه زن بین آن ها بودند. داعش بعداً بلافاصله زن ها را به همراه مردهایشان و یک راننده آزاد کرد. همه زندانی های آن روز کرد بودند، به جز یک نفر که عرب بود.

عناصر داعش همچنین 13 خودرو و همه پول های ما را توقیف کردند که به حدود 80,000 دلار بالغ می شد.

غروب همان روز بعد از بازداشت ما را به زندان شهر تل ابیض در استان الرقه بردند.

دو روز بعد زندانی عرب را آزاد کردند و ما را چشم و دست بسته به یک منطقه نامعلوم منتقل کردند. ما بعداً فهمیدیم که آن محل نیروگاه شهر الثوره در استان الرقه بود.

الشرفه: شرایط بازجویی را تشریح کنید.

محمود: حداقل سه مورد بازجویی خیلی بی رحمانه بود و هیولاهایی این بازجویی ها را انجام می دهند که از انسانیت بویی نبرده بودند.

جلسه های اول بازجویی بعد از انتقال ما به شهر الثوره انجام شدند که هر نوع شکنجه و ضرب و شتم و رفتار تحقیرآمیزی که تصویر کنید به ما روا داشتند.

عناصر داعش دو مرد را در برابر چشم های ما به قتل رساندند تا ما را بترسانند. بازجویی ها و ایجاد رعب و وحشت به مدت 6 روز متوالی ادامه پیدا کردند. پرسش ها با هم فرق می کردند، بعضی از سوال ها در مورد محل اقامت نیروهای نظامی کرد بودند.

در بعضی از بازجویی ها دانش ما در مورد اسلام را آزمایش می کردند. بعد ما را به دو گروه تقسیم کردند. گروه اول شامل کسانی بودند که عبادت می کردند و نماز می خواندند وشامل 63 نفر بود. من در آن گروه قرار داشتم. آن ها به ما گفتند آزاد خواهیم شد اما بعداً گفتند ما را در فهرست تبادل زندانی ها قرار داده اند.

گروه دیگر 82 نفره و شامل افرادی بود که نماز نمی خواندند. آن ها را به استان الرقه منتقل کردند تا امیر مسئول امور مربوط به شرعی به وضعیت آن ها رسیدگی کند. ما را یک ما دیگر هم آنجا نگه داشتند.

الشرفه: آیا شما را شکنجه می کردند؟

محمود: البته که شکنجه شدم. در سراسر دوران بازداشت مرا مورد ضرب و شتم قرار می دادند.

شدیدترین ضرب و شتم در تل ابیض و دو روز بعد از بازداشتم انجام شد. دومین بار در دوره شش روزه ای بود که مرا در الثوره اسیر کرده بودند. عناصر داعش ما را کنک می زدند، یا به صورت انفرادی در اتاق بازجویی و یا به صورت دسته جمعی در اتاقی که می خوابیدیم.

آن ها برای اعمال شکنجه از شیوه های خلاقانه ای استفاده می کردند. آن ها در مقام نمونه از کابل های الکتریکی، زنجیرهای آهنی، لوله های پلاستیکی و عصاهای چوبی استفاده می کردند.

پیکرم تحت فشار و آزار اذیت بسیار قرار گرفته بود و زمانی که آزاد شدم، آثار شکنجه روی بدنم مشهود بودند.

الشرفه: چه کسی بر روند بازجویی ها و شکنجه نظارت می کرد؟

محمود: افرادی که در طی بازجویی ها صحبت می کردند، اتباع عرب بودند اما به طور مدام تغییر می کردند. ملیت های مختلفی داشتند و اتباع خارجی بین آن ها بودند که با آن ها پچ پچ می کردند و سوال هایی را به آن ها می دادند و منتظر جواب و ترجمه می ماندند. زمان شکنجه هم افرادی ما ملیت های مختلفی بودند که در ضرب و شتم ما شرکت داشتند.

الشرفه: وضعیت شما در بازداشتگاه چطور بود؟

محمود: ما در یک اتاق 7 در 8 متری 63 نفر بودیم. فقط چند تا ملافه و پوشش بود. اتاق بسیار متراکم بود و فقط یک دستشویی داشت. ما نور آفتاب نمی دیدیم و در اتاق اصلاً هوا وجود نداشت.

از نظر غذا هم فقط روزی 1 وعده به ما می دادند که به هیچ وجه کافی نبود. ما اول سعی کردیم غذاها را به صورت سهمیه های خیلی کوچک بین همدیگر تقسیم کنیم. مشخص بود که عناصر داعش از ورود به اتاق هراس داشتند. یکی از آن ها دم در می ایستاد ودیگری غذا را می آورد و نزدیک در می گذاشت و بعد هم خیلی سریع می رفتند.

تعداد زیادی افراد مسن و بیمار بین ما بود اما عناصر داعش از درمان و یا حتی تامین داروهای مورد نیاز آن ها هم سر باز می زدند.

الشرفه: شما و سایر زندانی ها از نظر روحی و روانی چطور با شرایط کنار می آمدید؟

الشرفه: من روزهای اول بازداشت و به دلیل چیزهایی که در مورد ماهیت جنایت کار و اعدام های داعش شنیده بودیم، تصور می کردم که مرگ ناگزیر است.

با این وجود، با گذر زمان ما را تقسیم کردند و گفتند که احتمال دارد طی تبادل زندانی با عناصر داعش که در بازداشت نیروهای کرد بودند ما را آزاد کنند.

فکر تبادل زندانی تنها عامل بود که من و دیگر افراد را به ادامه زندگی امیدوار می کرد و چشم انتظار روز موعود بودیم.

آن دوران خیلی سخت بود چون عملیات تبادل زندانی بیش از یک بار با شکست روبرو شد. ما مملو از ناامیدی و دلسردی بودیم و مدتی تصور کردیم که یا اعدام خواهیم شد و یا تا ابد در اسارت خواهیم ماند.

الشرفه: چطور آزاد شدید؟

محمود: روز 22 مارس 2014 ما را به شهر المنصوره در استان الرقه منتقل کردند. ما تا 17 ژوئن آنجا بودیم و بعد ما را به شهر منبیج بردند. به ما گفتند که تبادل زندانی ها روز 20 ژوئن انجام می شود.

ما را با تعداد دیگری از زندانی ها جمع کردند و همراه زندانی های دیگر بازداشتگاه های منبیج و الباب، تعداد ما به حدود 300 نفر رسیده بود. ما روز موعود ساعت های طولانی و مشقت بار منتظر ماندیم اما ما که مستاصل و درمانده بودیم را به بازداشتگاهی در شهر منبیج منتقل کردند.

روز 11 ژوییه تبادل تعداد دیگری از زندانی ها انجام شد. آن زمان ما حدود 450 نفر بودیم که 250 دانش آموز بین ما بود. ما تا غروب منتظر ماندیم اما یک بار دیگر هم نور امید ما در زندان به تاریکی بدل شد.

ما تا 1 نوامبر صبر کردیم و به همان شیوه ما را به شهر الرقه بردند و 2 روز بعد روز 3 نوامبر آزاد شدیم.

از 82 نفر دیگر زندانی این گروه که نماز نخواندند هنوز مفقودالاثر هستند. آخرین اخباری که از آن ها دریافت گرفتیم از طریق یکی از افرادی بود که 3 ماه پیش از زندانی در الرقه آزاد شده بود.

او تایید کرد که آن ها هنوز زندانی هستند.

آیا این مقاله را می پسندید؟

Al icons no 3

1 نظر

* به معنی فیلد ضروری است
Captcha
امید | 2017-09-14

موفق باشید

پاسخ دهید